بهترین زوج تاریخ
گفتم من و تو درسته چفت و جفت هم نشدیم، اما اگر می شدیم فکر کنم بهترین زوج عالم می شدیم. از اون زوج هایی که ممکنه قرنی یه دونه ازشون درست شه. گفت شوخی می کنی؟! من و تو؟! ترکیب عن و گه بودیم. گفتم عن و گه هم اگه به وقتش درست با هم ترکیب بشن مطمئنم نتیجه کار یه چیز درست درمون می شه. گفت چی باعث شد اینطور فکر کنی؟! ما که همش در جنگ بودیم!. دوتا آدم معمولی با اخلاقای تخمی که چیز خاصی هم برا ارائه نداشتیم. گفتم مسئله اعتماده می فهمی؟! اعتماد!. من بهت اعتماد صد دشتم. من وقتی به یکی اعتماد صد داشته باشم بهترین ورژن خودم می شم. متاسفانه بجز تو به کسی اعتماد صد ندارم و این باعث می شه هیچوقت حس رهایی و کامل بودن نداشته باشم. گفت من حسودم. محال بود از دستم در آرامش باشی. گفتم تو نه خواستنی هستی نه داشتنی، نه صدا داری نه سیما، فقط قابل اعتمادی و این اعتماد از جنسیه که من لازمش دارم. وقتی به کسی اعتماد داشته باشم، کاری می کنم اونم بهم اعتماد داشته باشه. گفت یعنی بهت اعتماد می کردم که بری با صد نفر دیگه هم باشی؟! گفتم نه بهت اعتماد می دادم که هرجا باشم و هرکاری بکنم، هیچکی جای تورو نمی گیره. نمی ترسوندمت چون بهت اعتماد داشتم، ازت نمی ترسیدم چون بهم اعتماد داشتی!. گفت آخرش نفهمیدم مسئله ترسه یا اعتماد؟! گفت ترس جایی هست که اعتماد نیست. اعتماد کنی نمی ترسی، بترسی اعتماد نمی کنی. گفت معلومه خیلی ترسیدی. گفتم خیلی بی اعتمادم. همین.